“چرا امیر تتلو به جای درمان، داره حذف میشه؟”
موضوع دستگیری یا احتمال اعدام امیر تتلو (امیرحسین مقصودلو) در صورت واقعیت، بسیار حساس و چندوجهی است و طبیعتاً واکنشها نسبت به آن میتونه متفاوت باشه:
«منو یا باید ببندین یا بکُشین؛ چون جامعه طاقت آدمِ واقعی رو نداره!»
۱. پیشینه فردی و آسیبهای روانی
میشه به این نکته اشاره کرد که تتلو در زندگیاش با مشکلاتی مثل طرد، فشار اجتماعی، بیثباتی روانی و فقدان حمایت رواندرمانی مواجه بوده. بسیاری از رفتارها و سخنان جنجالی او، از منظر روانشناسی، نشونههایی از رنج، بیپناهی و تلاش برای جلب توجه یا معنا یافتن در جهانی پر از طرد و قضاوت هستند.
۲. فقدان آموزش هیجانی و نبود مراقبت سلامت روان
او مثل بسیاری از افراد در جامعه، از آموزشهای هیجانی، مهارتهای ارتباطی، و فرصتهای رشد سالم بیبهره بوده. جامعهای که در آن سلامت روان نادیده گرفته میشود، نمیتواند فقط نتیجهی نهایی رفتار افراد را داوری کند، بلکه باید به دلایل روانشناختی و سیستمهای پشتیبان غایب هم توجه کند.
۳. توجه به درمان به جای حذف
از دیدگاه روانشناسی مثبتگرا و عدالت ترمیمی، حذف یک فرد آسیبدیده نهتنها راهحل نیست، بلکه صورتمسئله را پاک میکند. درمان، گفتوگو، و ایجاد فرصت برای بازسازی روان و شخصیت، راهکار انسانیتریست.
«امیرحسین مقصودلو نه فقط یک خواننده، بلکه فردی است که سالها با رنجهای روانی، اضطراب، احساس طردشدگی و نبود حمایت حرفهای دستوپنجه نرم کرده است. بسیاری از رفتارهای او را نه از منظر جرم، بلکه از زاویهی درد، زخمهای عاطفی و نیاز به توجه باید دید. در جامعهای که سلامت روان اولویت نیست، کسانی مثل او بهجای حمایت، بیشتر قضاوت و طرد میشوند. شاید تتلو اشتباه کرده باشد، اما قبل از مجازات نهایی، لازم است به این سوال پاسخ دهیم: کجای مسیر را اشتباه رفتهایم که یک فرد اینچنین تنها، پرخاشگر و سرشار از تناقض شده؟ ما به جای پاککردن صورتمسئله، نیازمند درمان و نجات هستیم. کسی که فریاد میزند، لزوماً دشمن نیست؛ گاهی انسانی است که هیچوقت صدای درونش شنیده نشده.»
سه دیدگاه مهم روانشناسی: روانتحلیلی، اگزیستانسیال و شناختیرفتاری
در این قسمت سه دیدگاه مهم روانشناسی (روانتحلیلی، اگزیستانسیال و شناختیرفتاری) رو در مورد شخصیت و وضعیت امیر تتلو بررسی میکنیم:
۱. روانتحلیلی (Psychodynamic / Psychoanalytic)
«من محصول بیمحبتیام، نه تربیت اشتباه.»
دیدگاه:
از نگاه روانتحلیلی، بسیاری از رفتارهای افراطی تتلو را میتوان بازتاب تعارضهای ناهشیار، تجربیات کودکی، و سازوکارهای دفاعی ناپخته دانست.
نکات تحلیلی:
• تعارضهای درونی: احتمالاً بین میل به پذیرش و عشق (نهاد – id)، با محدودیتها و انتظارات اجتماعی (فرامن – superego) درگیری شدید دارد. این تعارض باعث بروز رفتارهای متناقض، گاه پرخاشگرانه و گاه نیازمندانه شده است.
• سازوکارهای دفاعی: تتلو بارها از واکنش وارونه (مثلاً تمسخر چیزهایی که شاید درونی به آنها تمایل دارد)، فرافکنی و دگرسانسازی واقعیت استفاده کرده. او با نمایش قدرت یا بیپروایی، احتمالاً دارد ضعف درونیاش را پنهان میکند (مکانیزم جبران افراطی).
• رابطه با والدین و دلبستگی اولیه: گسست یا ناکامی در روابط اولیه ممکن است زمینهساز دلبستگی ناایمن و بیثباتی هیجانی در بزرگسالی شده باشد.
«من اونی نیستم که نشون میدم؛ من اونیام که هیچکس طاقت دیدنشو نداره.»
۲. اگزیستانسیال (Existential)
«هرچی فریاد زدم، فقط بیشتر تنهام گذاشتن.»
دیدگاه:
از منظر اگزیستانسیال، انسان با مفاهیمی چون آزادی، تنهایی، بیمعنایی، مسئولیت و مرگ دستوپنجه نرم میکند. بسیاری از واکنشهای شدید تتلو را میتوان تلاشی برای فرار از پوچی، بیهویتی و انزوای هستیشناختی دانست.
نکات تحلیلی:
• جستوجوی معنا: تتلو مدام به دنبال ساختن «من»ای منحصر به فرد است. او با خلق شخصیت متفاوت، پرحاشیه و خارج از عرف، دارد از بحران هویت اگزیستانسیالی فرار میکند.
• ترس از مرگ / نابودی: تمایلش به جاودانگی هنری و رد شدن از مرزهای عرفی، شکلی از پاسخ به اضطراب مرگ و نیستیست.
• تنهایی اگزیستانسیال: حتی در میان جمع، در او یک حس عمیق از انزوا دیده میشود. اینکه بارها اعلام کرده تنهاست، یا از سوی مردم و جامعه درک نمیشود، بازتاب این خلأ اگزیستانسیال است.
• فرار از مسئولیت: برخی از رفتارهایش را میتوان به عنوان فرار از پذیرش مسئولیت هستیاش تفسیر کرد، چراکه مسئول بودن، یعنی به تنهایی باید مسیر رشد را طی کند.
۳. شناختیرفتاری (CBT)
«از اول هیچکس منو جدی نگرفت؛ حالا همه میخوان قضاوتم کنن!»
دیدگاه:
از دید CBT، افکار ناکارآمد، باورهای مرکزی منفی و الگوهای رفتاری ناسازگار، ریشهی بسیاری از رفتارهای نامتعادل هستند. تتلو ممکن است دچار تحریفهای شناختی گستردهای باشد که بر تصمیمها و احساساتش اثر میگذارند.
نکات تحلیلی:
• باورهای مرکزی: ممکن است باورهایی مثل «هیچکس منو واقعاً دوست نداره»، «باید متفاوت باشم تا دیده بشم» یا «اگه عصبانی باشم، قدرتمندم» در ذهن او وجود داشته باشه.
• تحریفهای شناختی: مثل تفکر دو قطبی (یا کاملاً خوبم یا هیچکس نمیخوادم)، پیشگویی فاجعهبار، و تعمیم افراطی. این تحریفها باعث رفتارهای شدید و تصمیمهای ناگهانیاش میشن.
• نقص در تنظیم هیجان: احتمالاً مهارت کافی برای تنظیم خشم، ناامیدی یا احساس طرد را ندارد، به همین دلیل یا منفجر میشود یا به انزوا میره.
• رفتارهای جلب توجه: از نظر رفتاری، ممکن است تقویت مثبت از سوی هواداران برای رفتارهای جنجالی، باعث تداوم آنها شده باشد (یادگیری از طریق تقویت).
⸻
«آیا جامعهای که روان زخمی داره، حق داره زخمها رو اعدام کنه؟»
«اگر تتلو را نه با چشم قضاوت، که با عینک روانشناختی بنگریم، فردی را خواهیم دید که زیر بار تنهایی، طرد، اضطراب وجودی و فشار اجتماعی خرد شده است. کسی که با فریاد، با افراط، با تناقض، دارد از درونِ زخمیاش دفاع میکند. روانتحلیلی به ما میگوید او محصول تعارضها و دردهای ناهشیار است؛ اگزیستانسیال یادآور میشود که گمگشتگی در دنیایی بیمعنا، انسان را به مرز جنون میرساند؛ و شناختیرفتاری هشدار میدهد که وقتی باورهای منفی و تحریفهای شناختی بدون درمان باقی بمانند، میتوانند یک فرد را از درون متلاشی کنند.
جامعهای که به جای درمان، حذف میکند، خود شریک جرم این رنج است.»
آیا تتلو فقط یه مجرمه؟
یا قربانیِ رنجهای روانیه که هیچوقت جدی گرفته نشدن؟
بیایید برای لحظهای قضاوت رو کنار بذاریم و از دریچهی روانشناسی بهش نگاه کنیم.
از دیدگاه روانتحلیلی، تتلو شاید پسریه که در کودکی، عشق بیقید و شرط رو تجربه نکرد. حالا با فریاد، با افراط، با پرخاش، داره از خودش دفاع میکنه. تضاد بین نیازش به دوستداشتهشدن و خشمش از طرد شدن، دائم در رفتارش فوران میکنه.
از منظر اگزیستانسیال، اون یه انسانه که با ترس از بیمعنایی، تنهایی و نابودی، دستوپنجه نرم میکنه. کسی که داره تلاش میکنه از مرگ واقعی یا مرگ روانی فرار کنه؛ حتی اگه به قیمت ساختن یه “ماسک جنجالی” باشه.
و از نگاه شناختیرفتاری، تتلو احتمالاً پر از باورهای تحریفشدهست:
«من فقط وقتی دیده میشم که عجیب باشم.»
«هیچکس واقعاً دوستم نداره.»
رفتارهاش شاید نتیجهی سالها نادیدهگرفتن سلامت روانه؛ نه صرفاً یک تصمیم آگاهانه برای آسیبزدن.
اعدام کردنِ آدمی که زخمش درمان نشده، عدالت نیست؛ حذف مسئلهست.
راه نجات جامعه از رنج، نه در مجازات بیرحمانه، که در درک، درمان و آموزش سلامت روان اتفاق میافته.
امیر تتلو ممکنه اشتباه کرده باشه. اما قبل از اینکه مهر «مجرم» به پیشونیش بخوره، بیاییم یک لحظه فکر کنیم:
ما بهعنوان جامعه، کجا بودیم وقتی داشت سقوط میکرد؟
#تتلو #تحلیل_روانشناسی #سلامت_روان #درمان_بهجای_اعدام #امیر_تتلو #مرکز_روانشناسی_و_مشاوره_بینش #روانشناس_کرج #روانشناس









