آیا شباهت میتواند باعث دوستی شود؟
بازنگری در نقش هموفیلی چندبعدی در دوستیهای نوجوانان
شباهت، یک شمشیر دولبه؟
سالهاست روانشناسان و جامعهشناسان باور دارند که انسانها تمایل دارند با کسانی دوست شوند که شبیه آنها هستند. این پدیده را «هموفیلی» مینامند: یعنی جذب شدن به افرادی که از نظر ویژگیهایی مثل سن، جنسیت یا قومیت با ما اشتراک دارند. اما واقعاً چقدر این شباهتها در شکلگیری روابط اجتماعی تأثیر دارند؟ و آیا داشتن چندین شباهت بهطور همزمان همیشه مفید است؟
همگنی (Homophily) – یعنی گرایش افراد به ارتباط با کسانی که به آنها شباهت دارند – یکی از یافتههای پایدار در تحلیل شبکههای اجتماعی است. اهمیت این پدیده در ابعاد متعددی که از نظر جامعهشناسی اهمیت دارند، مانند جنسیت، قومیت و طبقه اجتماعی، تأیید شده است. با این حال، پژوهشهای موجود اغلب فقط بر یک بُعد در هر بار تمرکز دارند. اما انسانها ذاتاً چندبُعدیاند، ویژگیهای متعددی دارند و عضو گروههای مختلفی هستند. در این مقاله، به بررسی این چندبُعدی بودن در زمینه پویاییهای شبکه میپردازیم.
هوموفیلی که بهعنوان «تمایل به شکلگیری دوستیها بین افرادی که از جهتی خاص شبیه به هم هستند» تعریف شده است (Lazarsfeld & Merton، ۱۹۵۴: ۲۳)، مهمترین سازوکار مبتنی بر ویژگیهای مشترک فردی است که روند تکامل شبکههای اجتماعی را هدایت میکند. حجم بزرگی از پژوهشها، فراگیری هوموفیلی در شبکههای اجتماعی را تأیید کردهاند. در بیش از صد مطالعه، این پدیده به اشکال مختلفی شناسایی شده است (McPherson et al., 2001). برای مثال، این همگرایی در زمینههایی چون نژاد و قومیت (Goodreau et al., 2009; Quillian & Campbell, 2003; Blau, 1984; Marsden, 1987; Shrum et al., 1988)، سن (Fischer, 1977; Feld, 1982; Marsden, 1987)، مذهب (Laumann, 1973; Verbrugge, 1977)، تحصیلات (Marsden, 1987; Louch, 2000)، شغل (Laumann, 1973; Kalmijn 1998)، جنسیت (Smith-Loving & McPherson, 1993; Marsden, 1987)، و حتی ارزشها (Huston & Levinger, 1978) و رفتار (Knecht et al., 2010; Cohen, 1977; Kandel, 1978; Alexander, 2001) مشاهده شده است.
با وجود اینکه هوموفیلی به شکلهای گوناگون بر ساختار شبکههای اجتماعی مانند توصیه، ازدواج، حمایت، تبادل و عضویت مشترک اثر میگذارد، این مقاله بر هوموفیلی در روابط دوستی بین نوجوانان تمرکز دارد. این تمرکز به دو دلیل است: اول اینکه نوجوانی دورهای از بازنگری در روابط است که در آن، روابط با همسالان جایگزین وابستگی اولیه به خانواده میشود و دوستی نقشی بسیار مهمتر از دوران کودکی و حتی بزرگسالی پیدا میکند (Steinberg & Morris, 2001). دوم اینکه مطالعه انتخابهای دوستی همگرا مستلزم کنترل فرآیندهای درونی شبکهای است که نیاز به رویکرد «شبکه کامل» دارد؛ یعنی باید تمامی انتخابهای دوستی در یک شبکه بسته قابل شناسایی باشد. کلاسهای درس در مدارس بستر مناسبی برای چنین مطالعاتی هستند.
آیا احتمال ایجاد و تداوم دوستیها زمانی که افراد ویژگیهای مشترک بیشتری دارند، افزایش مییابد؟
ما با استفاده از دادههای یازده شبکه دوستی نوجوانان و به کمک مدلهای شبکهمحور بازیگر تصادفی (Stochastic Actor-Oriented Models)، به بررسی تعامل بین تأثیرات همگنی میپردازیم. یافتههای ما نشان میدهد که تأثیرات اصلی همگنی در ابعاد مختلف مثبت هستند. اما همزمان، تعامل این اثرات منفی است؛ یعنی داشتن بیش از یک ویژگی مشترک، اثر فزاینده ندارد. ما نتیجه میگیریم که مطالعات مربوط به همگنی و شکلگیری دوستی باید به این چندبُعدی بودن توجه بیشتری داشته باشند.
تعامل بین اثرات همگنی میتواند برای درک پدیدههایی مانند همگرایی یا واگرایی در زمینههای شبکهای اهمیت زیادی داشته باشد.
یک اثر تعاملی مثبت (در کنار اثرات همگنی مثبت) – یعنی اینکه افراد تمایل دارند با کسانی که در بیشترین تعداد ابعاد ممکن به آنها شبیهاند ارتباط برقرار کنند – موجب تقویت خوشهبندی در گروههای همگون و جداگانه میشود.
در مقابل، تعامل منفی – یعنی بازدهی کاهنده برای شباهت در ابعاد متعدد – به این معناست که افراد ترجیح میدهند با کسانی رابطه داشته باشند که در بعضی چیزها شبیهاند، اما نه در همه چیزها؛ و این میتواند شکلگیری گروههای ناهمگون را ممکن کند.
مطالعهای میانفرهنگی روی دوستی نوجوانان
برای پاسخ به این سؤال، پژوهشگران دادههای دوستیهای نوجوانان در یازده مدرسه از چهار کشور مختلف را بهصورت طولی (در طول زمان) بررسی کردند. این روش به آنها اجازه داد تا بفهمند چه عواملی باعث شکلگیری یا پایان روابط میشود.
یافتههای ما نشان میدهد که در همه کلاسها و در سه بستر متفاوت، افرادی که از نظر جنسیت، قومیت، وضعیت اقتصادی خانوادگی و میزان پول توجیبی به هم شبیهاند، احتمال بیشتری دارد که با هم دوست شوند – که این یافته با مطالعات قبلی همسو است.
اما در عین حال، برخلاف انتظار، تعامل بین این اثرات همگنی منفی است. برای مثال، داشتن جنسیت و قومیت مشابه، احتمال شکلگیری رابطه اجتماعی را کمتر از حدی میکند که ترکیب جداگانهی این دو اثر پیشبینی میکند.
این یافتهها نشان میدهند که کاهش دادن انسانها به یک بُعد نمیتواند پیچیدگی روابط اجتماعی را بهدرستی بازتاب دهد. ما نهتنها باید تأثیرات مختلف همگنی را کنترل کنیم، بلکه باید بر تفاوت کیفیای که در محل تلاقی ویژگیهای مختلف و جایگاه اجتماعی فرد پدید میآید نیز تمرکز کنیم.
چنین دیدگاهی میتواند به درک بهتر ما از فرایندهای همگرایی و واگرایی در شبکههای اجتماعی کمک کند.
دلایل فراگیری هوموفیلی در دوستیها و چگونگی شکلگیری آن:
گفته شده که از نظر عقلانی، کنشگران تمایل دارند با افرادی مشابه خود رابطه برقرار کنند؛ زیرا فرض بر این است که کنشگران خود تصمیم میگیرند با چه کسی دوست شوند. مکفرسون و اسمیت-لوین (1987) این شباهتها را «هوموفیلی انتخابی» مینامند. گفته میشود که شباهت در ویژگیها و تجارب، فرآیند ارزیابی، برقراری ارتباط و حتی پیشبینی رفتار دیگران را سادهتر میکند (همچنین بنگرید به Festinger & Hutte, 1954; Hamm, 2000; Werner & Parmelee, 1979; Ibarra, 1992). خطرات و هزینههایی که با ایجاد روابط اجتماعی جدید همراه هستند، در صورت شباهت میان افراد کاهش مییابد. داشتن نقاط اشتراک مانند سن مشابه، پیشزمینه فرهنگی مشترک یا زبان مشترک میتواند برقراری اعتماد و همبستگی را آسانتر کند؛ که هر دو از ویژگیهای اساسی دوستی هستند. همچنین، نگهداری این روابط نیز میان افراد مشابه، کمهزینهتر از روابط با افراد ناهمگون است (Felmlee et al., 1990; Leenders, 1996).
دیدگاه دیگری میگوید افراد مشابه، موقعیتهای نزدیکی در فضای اجتماعی اشغال میکنند و به همین دلیل، احتمال دیدار و برخورد آنها بیشتر است (Blau, 1977; Feld, 1981, 1982). این دیدگاه بر نقش فرصتهای دیدار و تعامل در شکلگیری روابط اجتماعی تأکید دارد. کسی نمیتواند با فردی که هرگز او را ملاقات نکرده است، دوست شود. فلد (1981) این دیدگاه را با معرفی مفهوم «انتخاب متمرکز» توسعه داده است. «کانونها» یا Foci بهعنوان «عوامل اجتماعی، روانشناختی، قانونی یا فیزیکی که فعالیتهای مشترک حول آنها شکل میگیرد» تعریف میشوند و ساختارهای اجتماعیای به حساب میآیند که شکلگیری و پایداری روابط اجتماعی را بهطور سیستماتیک محدود یا تسهیل میکنند. به عقیده فلد (1982: 798)، هوموفیلی تا آنجایی محتمل است که «افراد دوستان خود را از درون این کانونها برمیگزینند و این کانونها نیز مجموعههای همگن از افراد را گرد هم میآورند».
هوموفیلی از دیدگاه نظریه هویت اجتماعی:
درحالیکه این دو مفهوم (ترجیح و فرصت) اغلب بهعنوان دیدگاههای رقیب ارائه میشوند، در عمل این تمایز چندان شفاف نیست، بهویژه در زمینه پویایی دوستیها در مدارس. نوجوانان در یک کلاس معمولاً همه همکلاسیهای خود را میشناسند. با این حال، حتی در این گروه محدود نیز، زمینههایی مانند فعالیتهای سازمانیافته (مثلاً تیم فوتبال) فرصتهایی برای شکلگیری و حفظ روابط دوستی فراهم میکنند. از طرف دیگر، نوجوانان خود انتخاب میکنند که در چه فعالیتهایی شرکت کنند. این انتخابها نیز اغلب تحت تأثیر درک افراد از آن چیزی است که برای «فردی مثل خودشان» مناسب است. آنها غالباً کاری را انجام میدهند که تصور میکنند برای فردی با سن، جنسیت، قومیت یا طبقه اجتماعی مشابهشان رایج است، چراکه افراد مشابه نیز چنین فعالیتهایی را انجام میدهند. نظریه هویت اجتماعی (Hogg, 2006) بهطور مفصل به چگونگی تأثیر خوددستهبندی درونگروهی بر شرکت در فعالیتهایی که بهعنوان الگو برای اعضای گروه تلقی میشود، میپردازد. بنابراین نوجوانان در فعالیتهایی شرکت میکنند که از طریق آنها با افراد مشابه خود ملاقات میکنند. از این دیدگاه، سازوکارهای ترجیح و فرصت در هم ادغام میشوند؛ زیرا نوجوانان فعالیتهایی را ترجیح میدهند که فرصت ملاقات با افراد مشابه را فراهم میکند.
کشف بزرگ: شباهت زیاد لزوماً بهتر نیست!
نتایج شگفتانگیز بود: وقتی افراد در بیش از یک بُعد با هم شباهت داشتند، احتمال شکلگیری یا پایداری دوستی میان آنها کمتر از حد انتظار بود. به عبارت سادهتر، شباهت در چند ویژگی بهطور همزمان، تأثیری منفی و معنادار روی ایجاد رابطه داشت.
⸻
چرا این اتفاق میافتد؟ | سه توضیح علمی جذاب
1. اشباع شباهت: وقتی شبیه بودن زیاد، خستهکننده میشود…
مطالعات پیشین نشان دادهاند که روابط اجتماعی زمانی ارزشمندند که ما را به دنیای جدیدی متصل کنند. اگر تمام دوستان ما مثل خودمان باشند، چیزی برای یادگیری و رشد وجود ندارد. این شباهت بیشازحد میتواند منجر به «تکرار» و «رکود» در روابط شود.
2. دیدارهای تکراری بدون علاقه واقعی
شاید وقتی دو نفر در چند ویژگی شبیه هم هستند، بیشتر در موقعیتهای مختلف همدیگر را ببینند. اما دیدن مکرر بهمعنای علاقهمندی نیست. اگر دو نفر در یک کلاس، باشگاه و جمع دوستان مشترک همدیگر را ببینند ولی حس خوبی به هم نداشته باشند، این ملاقاتهای بیشتر تنها تأکید بیشتری بر عدم تمایل آنها برای دوستی خواهد بود.
3. دیدگاه هویت اجتماعی: هر موقعیت، یک بُعد مهم دارد
بر اساس نظریه هویت اجتماعی، افراد در موقعیتهای مختلف فقط به برخی از ویژگیهای خود توجه میکنند. مثلاً در زمین فوتبال، شاید فقط «پسر بودن» مهم باشد و قومیت یا طبقه اجتماعی کنار گذاشته شود. بنابراین شباهت در چند بُعد ممکن است اصلاً در آن موقعیت خاص مهم نباشد و تأثیری نگذارد.
⸻
هموفیلی چندبعدی: پدیدهای پیچیدهتر از آنچه فکر میکردیم
یکی از نکات کلیدی این پژوهش این است که نمیتوان هموفیلی را پدیدهای ساده و یکخطی تصور کرد. حتی در هموفیلیهای تکبعدی هم، هنوز مشخص نیست که شباهت عامل اصلی انتخاب دوستی است یا تنها نتیجه حضور افراد مشابه در یک محیط مشترک. این موضوع در هموفیلی چندبعدی حتی پیچیدهتر هم میشود.
⸻
محدودیتهای پژوهش: چه چیزهایی بررسی نشدهاند؟
این مطالعه فقط بر ویژگیهای تغییرناپذیر مانند جنسیت، قومیت و طبقه اجتماعی تمرکز کرده است؛ چون این ویژگیها تحت کنترل مستقیم افراد نیستند. اما شباهتهایی مانند سلیقه سیاسی، سبک لباس یا علایق هنری – که افراد ممکن است آنها را تغییر دهند – در این مطالعه بررسی نشدهاند. بررسی این نوع ویژگیها نیازمند طراحیهای خاصتری است.
⸻
جمع بندی و خلاصه:
این پژوهش بهوضوح نشان میدهد که دوستیها فقط با شباهت شکل نمیگیرند. در واقع، زیادی شبیه بودن میتواند به ضرر رابطه هم تمام شود. بنابراین برای فهم بهتر شبکههای اجتماعی، باید به چندبعدی بودن زندگی اجتماعی انسانها توجه بیشتری داشته باشیم. در نهایت، هموفیلی یک پدیده پویا و وابسته به موقعیت است، نه یک قانون همیشگی.
• هموفیلی یعنی تمایل افراد به دوستی با کسانی که در ویژگیهایی با آنها شباهت دارند (Lazarsfeld & Merton, 1954).
• این پدیده یکی از مکانیزمهای مهم در شکلگیری و تکامل شبکههای اجتماعی است و در مطالعات متعددی تأیید شده است.
• شباهتها ممکن است در زمینههایی مثل نژاد، سن، جنسیت، مذهب، تحصیلات، شغل، ارزشها یا رفتار باشند.
• نوجوانی دورهای کلیدی برای شکلگیری دوستیهای هموفیل است، زیرا فرد از خانواده فاصله گرفته و بیشتر به همسالان نزدیک میشود.
• دو دیدگاه در مورد دلایل شکلگیری هموفیلی وجود دارد:
• انتخاب آگاهانه (Choice homophily): افراد ترجیح میدهند با کسانی که شبیهشان هستند دوست شوند، چون ارتباط، پیشبینی رفتار و ایجاد اعتماد آسانتر است.
• فرصتهای ساختاری (Focused choice): شباهتها به خاطر قرار گرفتن در مکانها یا فعالیتهای مشترک شکل میگیرند (مثل کلاس درس یا تیم ورزشی).
• در عمل، این دو دیدگاه به هم آمیختهاند. نوجوانان هم انتخاب میکنند در چه فعالیتی باشند و هم در آن فعالیت، دیگران مشابه خود را مییابند.
• بیشتر مطالعات هموفیلی را فقط بر اساس یک ویژگی بررسی کردهاند، اما افراد در واقع در چندین بُعد (مثلاً سن، جنسیت، مذهب) با هم تفاوت یا شباهت دارند.
• پرسش اصلی: آیا دوستی میان کسانی که در چند ویژگی با هم شبیهاند، تفاوت کیفی با کسانی دارد که فقط در یک ویژگی مشترکند؟
• برخی پژوهشها (مثل Schaefer, 2010) نشان دادهاند که افراد بیشتر از حد انتظار با کسانی دوست میشوند که در سه یا بیشتر ویژگی با آنها شباهت دارند.
• ولی این مطالعات معمولاً دینامیک شبکه یا ساختار فرصتها را کنترل نمیکنند.
• دو دیدگاه متضاد درباره اثر شباهتهای چندبُعدی:
1. دیدگاه مثبت: شباهتهای بیشتر، اعتماد و عمق رابطه را افزایش میدهد و حفظ رابطه را آسانتر میکند.
2. دیدگاه منفی: شباهت زیاد ممکن است دسترسی به ایدههای جدید را محدود کند (نظریه “پلهای ضعیف” Granovetter).
• از منظر نظریه هویت اجتماعی (Tajfel, Turner, Hogg): در هر زمینهای فقط یک بُعد از شباهت ممکن است مهم باشد (مثلاً در فوتبال فقط “پسر بودن” مهم است) و شباهت در سایر ویژگیها بیتأثیر باشد.
• بنابراین، شباهت در چند ویژگی لزوماً به معنی رابطه قویتر نیست؛ ممکن است در هر موقعیت فقط یک ویژگی نقش تعیینکننده داشته باشد.
ترجمه: مریم کشاورز
منبع:
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC4267571/
اگر دنبال روانشناس خوب در کرج هستید و یا بدنبال مشاور و روانشناس آنلاین هستید از طریق شماره تماس زیر با ما در ارتباط باشید:
۰۹۹۰۹۵۹۰۹۱۸
۰۹۰۳۶۴۱۱۲۲۵
۰۲۶۳۴۴۱۷۵۶۷
تمام روزهای هفته (بجز جمعه ها) از ۱۰ صبح تا ۸ شب پاسخگو هستیم 🌷
مرکز روانشناسی و مشاوره بینش










