از وبسایت جدید مرکز روانشناسی بینش رونمایی شد

اهمیت و ضرورت گفت و گو با کودکان و نوجوانان

اهمیت و ضرورت گفت و گو با کودکان و نوجوانان:

اهمیت و ضرورت گفت و گو با کودکان و نوجوانان:

همواره میدانیم قدرتمندترین و ارزشمند ترین نیرویی که می تواند باعث رشد و شکوفایی فردی شود، قدرت عشق و محبت می باشد ، به بیان دیگر تغییری به وجود نمی آید مگر با وجود و تداوم عشق و محبت .

پس در می یابیم که  پایه و اساس هر رشد ،تغییر و خودشکوفایی در کودکان و نوجوانان، عشق و محبت است .در رشد و خود شکوفایی کودکان عشق و تعامل مثبت از ضروری ترین و بنیادی ترین نیاز هاست ، و یکی از بهترین  راه ها برای  بهبود و ارتقاء ارتباط بین والد و فرزندان استفاده از ابزار رایگان و ارزشمند گفت و گو می باشد ..

وقتی در مورد اهمیت و ضرورت گفت و گو صحبت میشود لازم به ذکر است که اندکی در مورد پرسش های زیر بیاندیشیم:

میزان وقت و انرژی که در طول روز برای گفت و شنود با فرزندانمان صرف میکنیم چقدر است؟

آیا از این گفت و گو لذت می بریم؟

آیا از قبل برای گفتن و شنیدن از فرزند دلبندمان  برنامه ریزی می کنیم؟

در طول روز چقدر از مسائل پیش آمده را با گفت و گو حل  و فصل میکنیم؟؟

پایه و اساس  تربیت و فرزند پروری ما براساس گفت و گو استوار است یا تنبیه،تهدید،محرومیت  و ……

 

با پا سخ به پرسش های بالا و تعقل در مورد آنها در می یابیم که گفت و گو در تمام جنبه های زندگی و فرزند پروری ما تاثیر گذار و اجتناب ناپذیر می باشد ،پس گفت و گوی اصولی و موثر می تواند یکی از مهارت های لازم برای هر والدی باشد . میدانیم که کلمات و جملاتی که در ارتباط با کودک خود به کار می‌بریم تأثیرات عمیقی بر رشد  و سلامت روان و شخصیت او دارد. به یاد داشته باشید که کلام قدرت بالایی دارد زیرا هم می‌تواند باعث پیشرفت و رشد سالم فرزند شما  بشود و هم می‌تواند باعث آسیب دیدن او شود.

درادامه به بررسی اصول و موانع یک گفت و گوی موثر می پردازیم.

 

اصول و قوانین گفت و گوی موثر با کودکان و نوجوانان:

1)زمان مشخص و برنامه ریزی:

هر روز، زمان مشخصی را به طور ویژه برای گفت و گو با کودکتان در نظر بگیرید و برای آن از قبل برنامه ریزی کنید.این زمان مشخص و ثابت به کودک شما حس ارزشمندی می دهد و باعث افزایش اعتماد به نفس  او میشود .

2)چاشنی هیجان را به گفت و گوی خود اضافه کنید:

نشان دادن هیجانات در چهره ، لحن و حالت بدنی شما باعث می شود کودک شما برای شنیدن ،صحبت کردن و ادامه ی گفت و گو ترغیب شود.همچنین شما با صحبت در مورد احساسات خود و نشان دادن این هیجانات در چهره و لحن صدا و حالات بدنی خود سبب افزایش هوش هیجانی کودک خود و کمک به تنظیم هیجانی او می شوید زیرا هوش هیجانی کودکان با آموزش و الگوبرداری از اطرافیان به خصوص پدر و مادر افزایش می یابد.

3)شنونده ی فعال

لازمه ی یک گفت و گوی خوب و موثر علاوه بر یک گوینده ی خوب، یک شنونده خوب و فعال  میباشد .

به صورت فعالانه شنیدن یک مهارت موثر در ارتباطات است که مثل هر مهارت دیگری نیازمند یادگیری و تمرین بسیار است.

برای اینکه شنونده ی خوبی باشید این موارد را در گفت و گو های خود لحاظ کنید :

1)تماس چشمی مناسب :

ارتباط چشمی سلاحی قدرتمند است؛ زیرا نخستین الگوهای بقای بشری را در خود دارد.

در آن دوران، کودکانی که توانایی جذب و حفظ ارتباط چشمی داشتند و در نتیجه می‌توانستند توجه بیشتری به خود جلب کنند، شانس بیشتری هم برای سیر شدن و مراقبت و در نتیجه بقا داشتند.

عدم ارتباط چشمی یا خیره ماندن و زل زدن هر دو در کودک شما حس ناخوشایندی ای ایجاد میکند و از موانع گفت و گو محسوب میشود .

برای تماس چشمی مناسب هرازگاهی ، به چشمان طرف مقابل نگاه کنید و دوباره نگاه از چهره‌ی او بردارید. اصولا این نوع نگاه ، مستقیماً به مردمک چشم کودک نیست؛ بلکه  فضای میان پیشانی و چشمان را جستجو می‌کنیم.

 

2)کلمات معجزه آسا:در گفت و گو از کلمات و جملاتی  استفاده کنید که او را برای ادامه صحبت تشویق کند .

جملات زیر برای ادامه ی گفت و گو موثر شما با کودکتان  راهگشا  هستند :

*دوست دارم بیشتر بدونم ..

*بعدش چه اتفاقی  افتاد…

*آهان چه جالب….

*میفهمم چی میگی…

*وای واقعا…

 

3) هنگام گوش دادن به حرف کودکتان ،از  قطع کردن  صحبت او و بحث متقابل بپرهیزید، اجازه دهید تا کودکتان تمام شود، منظور او را خوب درک کنید و بعد شما صحبت خود را شروع کنید. این روش به آنها می آموزد متقابلا هنگام شنیدن صحبت های شما صبر کنند و وسط حرف شما نپرند.

حتما برخی از شما می‌گویید که «فرزندم ممتد و بدون وقفه صحبت می‌کند و من مجبور هستم که وسط حرف او صحبت کنم»

برای والدینی که ممتد و بدون وقفه صحبت کردن بچه ها آنها را به  سطوح  آورده است تکنیک گذاشتن تایم ثابت برای گفت و گو در کنار گفت و شنود های روزمره بسیار کارساز هست ،زیرا بعد از مدتی باعث میشود کودکان توانایی مدیریت زمان گفت و گو و مهارت گوش دادن فعال را بیاموزند.

 

4) برای اینکه متوجه شوید صحبت‌های کودکتان را به درستی فهمیده اید ، دریافت خود را برای او تکرار کنید و از او بخواهید که اگر اشتباه برداشت کرده‌اید آن را اصلاح نماید. این کار باعث میشود او اشتیاق شما برای گفت و گو کردن با اورا متوجه شود و در بالابردن اعتماد به نفس او نیز تاثیر زیادی دارد .

مثال: ببین من درست فهمیدم که امروز ….. این اتفاق ها برای تو افتاده.

 

4)تشویق کودک به گفت و گو:

منتظر نباشید که کودک برای صحبت کردن با شما پیش قدم شود .شاید  در ابتدا شروع کننده ی اکثر گفت و گو ها شما باشید اما به مرور زمان کودک با الگوبرداری از شما مهارت گفت و گو را می آموزد و داوطلبانه  برای گفت و گو با شما حاضر میشود.بعد از هر بار پیش قدم شدن کودک او را تشویق کنید و این امر را یک امر لذت بخش تلقی کنید .

 

چقدر خوشحالم از اینکه حرف هات رو به من میزنی …

وقتی باهات صحبت میکنم کیف میکنم …

خیلی لذت میبریم از اینکه برام تعریف میکنی امروزتو چجوری گذروندی ….

5)لحن صدا ، حالت چهره، زبان بدن

توجه کنید که اهمیت آنچه می گویید به اندازه اهمیت چگونه گفتنتان نیست. پس نسبت به لحن صدا و حالات چهره و حرکات بدن خود آگاه و حساس باشید .نشان دادن هیجانات در چهره ، لحن و حالت بدنی شما باعث می شود کودک شما برای شنیدن ،صحبت کردن و ادامه ی گفت و گو ترغیب شود.همچنین شما با صحبت در مورد احساسات خود و نشان دادن این هیجانات در چهره و لحن صدا و حالات بدنی خود سبب افزایش هوش هیجانی کودک خود و کمک به تنظیم هیجانی او می شوید زیرا هوش هیجانی کودکان با آموزش و الگوبرداری از اطرافیان به خصوص پدر و مادر افزایش می یابد.

6)تایید احساسات و پذیرش احساس کودک:

گاهی اوقات والدین این شکایت را دارند که اکثر گفت و گو های من و کودکم به بحث و کشمکش کشیده می شود تا جایی که هر دو از گفت و شنود با یکدیگر منصرف میشویم و ترجیح میدهیم که کمتر با هم صحبت بکنیم .

یکی از دلالیل اصلی که باعث این موضوع می شود این است که اصل پذیرش احساسات و تایید احساسات را رعایت نمیکنیم .

والدین اکثرا نمی توانند در برابر این موضوع که ((هر چه زودتر باید همه چیز را برای کودکم حل و فصل کنم)) مقاومت میکنند و همین باعث می شود که گفت و گو ها به جر و بحث و مشاجره کشیده شود .

در قدم اول برای هر گفت و گو بعد از گوش دادن، شما باید احساساتت کودک خود را بپذیرید و به جای وسوسه ی حل و فصل امور به او فرصت حرف زدن بدهید .

به مثال زیر توجه کنید :

کودک: مامان من از درس ریاضی بدم میاد…

مادر:میخوای برات معلم خصوصی بگیرم ؟

کودک: نه…

مادر:میخوای خاله باهات ریاضی کار کنه؟

کودک: نههههه…..

مادر:آخه ببین دفعه قبل هم ریاضیت پایین شد،میخوای دوباره پایین بشه ؟؟؟

کودک: آره میخوام پایین بشه، اصلا دست از سرم بردار،من از ریاضی بدم میاد، اصلا چه اشتباهی کردم اومدم باهات حرف زدم .

مادر:من دلسوزت هستم که این حرفو میزنم…….

نکته ای که در این گفت و گو شاهدش هستیم عدم پذیرش احساسات کودک توسط مادر هست که باعث می شود گفت و گو به سمت مجادله کشیده شود …

گاهی ما هدفمون از گفت و گو تنها شنیده شدن و درک شدن می باشد ،

و همین شنیده شدن و درک شدن توسط دیگری باعث می شود من حس آرامش پیدا کنم و بتوانم  با آرامش بیشتر در راه حل و فصل مشکلاتم قدم بردارم یاکمک به پذیرش مشکلات و مسائلم میکند.

پذیرش احساسات فرزندتان باعث می شود آنها بتوانند آن احساس منفی را راحت تر از خود دور کنند ، پس به جای نصیحت، دادن راه حل، حل و فصل امور و …. احساس او را بپذیرید .

چگونه احساسات کودک خود را بپذیرید؟

قدم اول: خوب گوش دهید.

هنگام گوش دادن به حرف کودکتان ،از  قطع کردن  صحبت او و بحث متقابل بپرهیزید، اجازه دهید تا کودکتان تمام شود، منظور او را خوب درک کنید و بعد شما صحبت خود را شروع کنید. این روش به آنها می آموزد متقابلا هنگام شنیدن صحبت های شما صبر کنند و وسط حرف شما نپرند.

(تمامی نکات شنونده ی فعال بودن را به کار ببندید)

 

قدم دوم:خودتان را جای او بگذارید و ببینید در آن موقعیت چه احساسی را تجربه میکند . احساس کودک را ببینید و آن را به او انعکاس دهید و با کلمات بیان کنید  .

مثال:

کودک:  خیلی دوست دارک که ماشین معلممون رو پنچر کنم ..

مادر :

واکنش درست:

( تایید احساس)

اوه تو خیلی از معلمت عصبانی هستی

واکنش نادرست:

حتما … همین مونده اینکارو کنی اخراجت کنن از مدرسه

 

مثال2:

کودک:  نمیدونم تولد دوستم برم یا نه؟

مادر :

واکنش درست:( تایید احساس)

پس تو دودلی بین رفتن و نرفتن …

واکنش نادرست:

معلومه که باید بری وقتی دعوتت کرده .

 

 

مثال3:

کودک:  کلی تکلیف دارم برای این آخر هفته

مادر :

واکنش درست:( تایید احساس)

 

تو ناراحتی که تکالیفت زیاده …

 

واکنش نادرست:

تنبل بازی نداریم باید سریع بنویسی.

 

 

7) جملات را با (من) شروع کنید .

 

در گفت و گو های روزمره سعی کنید کلمه ی (تو) را حذف کنید و به جای آن از کلمه ی ( من ) استفاده کنید .

وقتی جملات را با ( تو) شروع میکنید این جملات حالت اتهام زدن به دیگری به خود میگیرند، و کودک شما به جای شنیدن آن جمله و تفکر در مورد آن و به طبع پذیرش به سمت رفع اتهامی که جمله با خود داشته است ، سوق داده میشود پس کنید کلمه ی (تو) را حذف کنید و به جای آن از کلمه ی ( من ) استفاده کنید .

به مثال های زیر توجه کنید:

مثال1:

جمله ی نادرست:تو خیلی کارت اشتباه هست .

جمله ی درست: من از این کارت عصبانی میشم .

 

مثال2:

جمله ی نادرست:تو نمیای که باهم حرف بزنیم .

جمله ی درست: من دوست دارم باهات حرف بزنم .

مثال3:

جمله ی نادرست:تو لجبازی و حرف گوش نمیدی.

جمله ی درست: من وقتی مجبورم یه حرف رو بارها تکرار کنم عصبانی میشم.

 

8)کلمه ی ((چرا)) را از دایره ی لغات خود حذف کنید و به جای از ((چیشد))استفاده کنید.

کلمه ی(( چرا)) به دلیل اینکه کودک را وادار به تجزیه و تحلیل و آوردن یک دلیل منطقی و قانع کننده برای والدین میکند، باعث مقاومت کودکان و افزایش هیجانات ناخوشایند در آنها میشود ، پس جای تعجب نیست که وقتی کودکمان با عصبانبت راجب موضوعی صحبت میکند و ما با پرسش (( چرا))  از او، میخواهیم گفت و گو را ادامه دهیم اما میبینیم که او عصبانی تر میشود و حتی ممکن است از کوره در برود .

اما زمانی که از((چیشد)) استفاده میکنیم ، کودک را وامیداریم که موقعیت را روایت کند  و از فشار تجزیه و تحلیل در امان بماند و این روایت باعث میشود خود کودک نیز دید بازتری نسبت به شرایط پیش آمده داشته باشد. کودک می تواند  با روایت دوباره ی آن موقعیت تخلیه هیجانی داشته باشد و به آرامش بیشتری دست پیدا کند .

پس به یاد داشته باشیم استفاده از ((چرا)) باعث آشفته تر شدن بچه در زمان هایی که هیجانات ناخوشایندی رو تجربه میکنند میشود.

9)استفاده از سوالات باز پاسخ:

سوالات بسته پاسخ یعنی سوالاتی که جواب آنها یک کلمه و یا تنها (آره و خیر) می باشد ،اما سوالات باز پاسخ یعنی سوالاتی که جواب آنها فراتر از یک کلمه هست و نیاز به توضیح و تفسیر دارد .

وقتی در گفت و گو به طور مداوم و پشت سر هم از سوالات بسته پاسخ استفاده میکنیم مکالمه ی ما حالت مصاحبه یا بازجویی به خود میگیرد و این برای کودک آزاردهنده می باشد و باعث مقاومت او میشود .

پس برای ادامه دار شدن گفت و گو بهتر است از سوالات باز پاسخ استفاده کنیم که جواب آنها نیاز به توضیح بیشتری دارد.

مثال

سوال بسته پاسخ :

مدرسه خوش گذشت ؟

پاسخ کودک:بله

سوال باز پاسخ:

برام تعریف کن امروز مدرسه چه کارهایی کردین؟ چه اتفاقاتی افتاد؟

 

 

 

10)همدلی

همدلی یعنی درک دنیای شخصی طرف مقابل آنقدر عمیق که گویا خودمان در آن دنیا هستیم به  طور خلاصه یعنی درک احساس دیگران .

همدلی پلی ارتباطی است میان خود و دیگران. ایجاد و گسترش مهارت همدلی برای برقراری روابط بسیار مهم است. وقتی از دریچه نگاه فرد دیگری به مسائل نگاه می‌کنید، در واقع به درک روابط اجتماعی با توجه به رفتارهای درونی کمک می‌شود و ارتباطات را ساده‌تر می‌کند.

همدلی در مغز، بدن و تاریخ بشر، ریشه‌های قوی و تنومندی داشته باشد؛ همچنین اگرچه بر مبنای مطالعات، افراد میتوانند مهارت همدلی را در خود تقویت یا محدود کنند، برخی از تحقیقات، شواهدی را مبنی بر ژنتیکی‌بودن آن پیدا کرده اند. داشتن این مهارت لزوما به این معنا نیست که بخواهید به فرد نیازمندی کمک کنید؛ با اینکه این نخستین قدم اساسی به‌منظور ایجاد همدلی و اقدام دل‌سوزانه محسوب می‌شود.

برای همدلی کردن ابتدا نیاز است خودمان را در جایگاه طرف مقابل قرار دهیم و سپس به مسائل از دیدگاه او بنگریم و در کار او در آن موقعیت صحبت کنیم .

بدون همدلی تصور داشتن ارتباط خوب با فرزندمون ممکن نیست. این صفت انسانی در بسیاری افراد وجود دارد، اما ممکن است در برخی کمتر نمود داشته باشد.اما لازم به ذکر است که همدلی یک مهارت فوق العاده برای برقراری ارتباط موثر با دیگران میباشد و مثل تمام مهارت های دیگر نیاز به تمرین وتمرین و تمرین دارد. گاهی هدف ما از گفت و گو تنها شنیده شدن و درک شدن می باشد و همین شنیده شدن و درک شدن توسط دیگری باعث می شود من حس آرامش پیدا کنم و بتوانم  با آرامش بیشتر در راه حل و فصل مشکلاتم قدم بردارم یاکمک به پذیرش مشکلات و مسائلم میکند.

پذیرش احساسات فرزندتان باعث می شود آنها بتوانند آن احساس منفی را راحت تر از خود دور کنند ، پس به جای نصیحت، دادن راه حل، حل و فصل امور و …. احساس او را بپذیرید .

 

 

11)محتوای گفت و گو

گاهی برای والدین بسیار دشوار است که گفت و گویی رو با کودک خود آغاز کنند زیرا موضوع گفت و گو و محتوای مناسبی برای گفت و گو با کودک خود پیدا نمیکنند .

برای شروع گفت و گو ب و ورود به دنیای کودکان بهتر است که با موضوعات مورد علاقه کودک از قبیل غذای مورد علاقه، کارتون های مورد علاقه، بازی ها،کتاب ها، موسیقی، رنگ، افراد و …… شروع کنیم .

برای همه ی ما و به خصوص کودکان بسیار لذت بخش هست که در مورد خودمان و موضوعات مورد علایقمان صحبت کنیم و این موضوع باعث می شود که از گفت و گو در مورد خودمان لذت ببریم، اعتماد به نفس بالاتری پیدا کنیم ، بهتر و بیستر خودمان را بشناسیم و اررتباط نزدیک تری با طرف مقابلمان پیدا کنیم.

12)به سوالات کودک صادقانه پاسخ دهید:

زمانی که موضوعی توجه کودک را به خود جلب می‌کند و کودک در مورد آن‌ موضوع از شما سوال می‌پرسد، از پاسخ‌های گمراه کننده و اشتباه به او بپرهیزید. اگر گاهی جواب سوالی را نمی‌دانید، می‌توانید به کودک بگویید که بعدا به او پاسخ می‌دهید و نیازی به دروغ گفتن نیست. اگر با کودک صادق باشید و بگویید از جواب سوال اطلاع کافی ندارید، کودک یاد می‌گیرد که در آینده دروغ نگوید و اگر از موضوعی آگاهی ندارد صادقانه آن را مطرح کند.هیچ اشکالی ندارد که والدین گاهی جواب پرسش های کودک را ندانند و این مسئله رابیان کند .

13)توجه کامل  و حضور در زمان حال:

اگرکودک شما  می‌ خواهد با شما صحبت کند و شما در حال گفتگو با تلفن هستید، گوشی راکنار بگذارید. با این روش می‌توانید توجه کاملی به کودکتان  داشته باشید و با این کار به او این پیام را بدهید که برای شما مهم و ارزشمند هست و با الگو برداری از شما این رفتار را در او به وجود آورید که در زمان گفت و گو با شما توجه کامل داشته باشد .

 

موانع گفت و گو و الگوهای محکوم به شکست در گفت و گو با کودکان و نوجوانان  :

 

گاهی اوقات گفت و گوهای ما با فرزندمون با شکست رو به رو میشه ویا اینکه به بحث و مجادله ختم میشود و یا ممکن است که  لذت کافی رو از این گفت و گو دریافت نکنیم .

در اینجا نیاز است که نگاه دقیق تری به مکالمات خود داشته باشیم تا مشخص شود که کدام یک از اصول گفت و گو را باید به این جریان اضافه کنیم و یا نیاز است کدام یک از موانع گفته که همواره باعث شکست ما و عدم برقراری ارتباط موثر می شود را از گفت و گو های خود حذف کنیم.

در این جا به خلاصه ای از موانع گفت و گو میپردازیم و در ادامه به طور کامل شرح خواهیم داد:

1)مقایسه کردن کودک با دیگران

2)نصیحت و پند و اندرز

3)اخطار

4)ارائه راه حل های متعدد و طولانی

5)تهدید کردن

6) سرزنش کردن

7)هدایت و راهنمایی

8)برچسب زنی

9)سوالات پشت سر هم و بیش از اندازه

10)قضاوت

11)نه گفتن های بیش از اندازه

12)عدم همدلی

 

1)مقایسه کردن کودک با دیگران

چرا مثل برادرت رفتار نمیکنی؟

دوستت از تو کوچکتره ولی ببین که همه ی کارهاش رو خودش انجام میده …

کاش از خواهرت یاد بگیری ببین چقدر ….

 

جملاتی که برای همه ی ما آشنا هست و شاید بارها و بارها به امید ایجاد تغییر در فرزندمان از آنها استفاده کردیم .

اما این مقایسه ها چه آثار مخربی در سلامت روان کودک با به جا میگذارد؟

مقایسه هرچند کوچک و محدود یکی از مخرب ترین موانع گفت و گو می باشد  که لطمه ی بزرگی به عزت نفس و اعتماد به نفس کودکان وارد میکند .

کودکانی که به طور مداوم با دیگران مقایسه میشوند از حس حقارت وعدم امنیت رنج میبرند .

وقتی برای بچه ها واضح میشود که به اندازه ی کافی خوب نیستند نه تنها از شما دورتر ودور تر میشوند بلکه نسبت به شما حس تنفر و ازردگی خاطرو ناراحتی پیدا میکنند و نسبت به فردی که با او مقایسه انجام گرفته حس خشم و حسادت را تجربه میکنند.

دروغگویی یکی دیگر از آثار مخرب مقایسه می باشد زیرا انتظارات بیش از اندازه ی والدین و مقایسه ی کودک فشاری را به کودک تحمیل میکند که برای رهایی از این فشار مجبور به دروغ گفتن می شود .

باور دیگری که از آثار مخرب مقایسه است باور همیشگی (من به اندازه ی کافی خوب نیستم) در کودکان می باشد که آنها به سمت اضطراب، بی کفایتی ، پرخاشگری و …. سوق می دهد.

به خاطر داشته باشید مقایسه حتی از طریق مثبت با دیگران باز هم کمکی به شما و فرزندتان نمیکند زیرا این تصور را در کودک شما به وجود می آورد که از دیگران برتر هست و اورا به سمت خودخواهی سوق میدهد .

پس اگر در گفت و گو های خود از مقایسه کردن کودکتان با دیگران استفاده میکردید بدانید که مقایسه هرچند کوچک و محدود یکی از مخرب ترین موانع گفت و گو می باشد  که لطمه ی بزرگی به عزت نفس و اعتماد به نفس کودکان وارد میکند .

 

2)نصیحت و پند و اندرز

یکی از مهم ترین موانع برای ایجاد یک گفت و گوی موثر و لذت بخش استفاده از نصیحت و پند و اندرزمی باشد .

تا آنجا که می‌توانید از نصیحت  به طور مستقیم پرهیز کنید؛ زیرا رفتارهای جزئی، غیرمستقیم و غالباً ناخودآگاهی که از والدین سر می‌زند مؤثرتر از رفتارهایی است که هوشیارانه و برای الگودهی به فرزندان خود انجام میدهند.

کودکان و نوجوانان از نصیحت و سخنرانی های طولانی متنفرند . کودک و نوجوانی که همواره مورد نصیحت قرار گرفته است بسیار حساس میشود و کوچک ترین کلمه ای می تواند باعث شود که وی از کوره در برود .نصیحت های طولانی باعث میشود کودکان از گفت و گو کردن با شما منصرف شوند  و هر گز مایل به برقراری ارتباط با شما نباشند.

نصیحت کردن در کودکان و نوجوانان باعث به وجود آمدن احساس حماقت ، خشم و رنجش  در آنها میشود .

اگر می خواهید که از گفت و گو کردن با فرزندتان و حتی دیگران لذت ببرید نصیحت کردن و دادن پند و اندرز به دیگران را فراموش کنید .

 

3)اخطار

یکی دیگر از موانع گفت و گو اخطار های مداوم و پشت سر هم می باشد .

به مثال های زیر دقت کنید:

(مواظب باش، این دوستت ممکنه که دوست خوبی نباشه.)

(حواست باشه به این دوستت وسایلت رو قرض ندی. )

(تو باید نسبت به آدم های اطرافت هوشیار باشی. )

این اخطار های پشت سر هم نه تنها کودک شما را از شما دورتر و دورتر میکند و فرصت گفت و گو کردن را از شما میگیرد بلکه باعث میشود در او باور هایی مثل اینکه

(دنیا جای وحشتناکی هست…)

(من به تنهایی نمیتونم از پس کارهایم بر بیایم و ….)

و …..

را در او ایجاد میکندو طرحواره های آسیب زایی را به وجود می آورد.

 

4)ارائه راه حل های متعدد و طولانی

یکی از عمده ترین اشتباهات والدین در برقراری ارتباط با کودکان و گفت و شنود های روزمره این است که والدین همواره وسوسه ی حل و فصل کردن امور و ارائه ی آنی راه حل به کودکان خود را دارند که باعث میشود در دفعات بعدی کودکان در برابر صحبت کردن از دنیای خود و مسائل روزمره ی خود خودداری کننید و یا اینکه در همهی امور خود را به والدین وابسته بدانند .

برای گفت و گوی مناسب در ابتدا فقط و فقط نیاز کودکان به شنیده شدن است زیرا اکثر اوقات کودکان و نوجوانان  خود توانایی حل مسئله و مشکل خود را دارند و تنها نیازشان از گفت و گو در مورد مشکلاتشان شنیده شدم و همدلی می باشد ،حتی اگر آنها از شما درخواست راه حل کنند و و یا حتی مشاهده کنید که خودشان به تنهایی نمی توانند از پس آن مسئله بر بیایند ،ارائه راه حل برای حل آن مشکل  توسط شما باید بعد از گوش سپردن به حرف های او و همدلی با کودک  باشد آن هم به صورت مشارکتی با کودک.

وقتی شما به صورت مشارکتی با کودک خود به دنبال راه حل برای حل مسائل مختلف روزمره هستید ، برای او فرصت بینظیری را فراهم کرده اید که بتواند یک تمرین فکری عالی برای تصمیم گیری و حل مسئله داشته باشد ، پس قدرت صبر کردن در برابر ارائه راه حل آنی برای حل مشکل کودک خود را دست کم نگیرید .

ارائه ی راه حل های متعدد و پشت سر هم  در آغاز گفت و گو باعث مسدود شدن مسیر گفت و گو و وابستگی بیش از حد و همیشگی کودکان در حل مسائل  مختلف به شما می شود .

 

5)تهدید کردن

(یک بار دیگه دستتو به اون لامپ بزنی، من میدونم و تو)

(اگر تا سه لباست رو نپوشی دیگه نمییبرمت بیرون)

من به عنوان کودک بعد از شنیدن این جملات احساسات و افکار زیر را بعد از  سرزنش شدن تجربه  میکنم:

-میدونم که حرف هایی که میزنه رو انجام نمیده .

-دلم میخواد تنهام بذاره .

-دلم میخواد گریه کنم.

-باید دور از چشمش اینکار رو بکنم .

– بعدا تلافی میکنم .

تهدید کردن مسیر گفت و گو را از بین میبرد و تم گفت و گوو حل مسئله را نابود میکند، و سپس باعث ایجاد انواع احساسات ناخوشایند در کودک ما میشود و یکی از موانع گفت و گو و نابودگر های ارتباط موثر بین والدین و کودکان می باشد .

 

 

7)هدایت و راهنمایی

برای گفت و گوی مناسب در ابتدا فقط و فقط نیاز کودکان به شنیده شدن است زیرا اکثر اوقات کودکان و نوجوانان  خود توانایی حل مسئله و مشکل خود را دارند و تنها نیازشان از گفت و گو در مورد مشکلاتشان شنیده شدم و همدلی می باشد ،حتی اگر آنها از شما درخواست راه حل کنند و و یا حتی مشاهده کنید که خودشان به تنهایی نمی توانند از پس آن مسئله بر بیایند ،ارائه راه حل برای حل آن مشکل  توسط شما باید بعد از گوش سپردن به حرف های او و همدلی با کودک  باشد آن هم به صورت مشارکتی با کودک.

 

8)برچسب زنی

برچسب زدن ها از یک کار عادی و بی ضرر شروع می شود اما بچه ها خود را با این برچسب ها وفق می دهند و بد به حال روزی که این برچسب ها منفی باشد و در شخصیت بچه ها قرار بگیرد. درست همان می شود که بزرگترها انتظارش را داشتند.

وقتی شما از ابتدای کودک خود القابی نظیر خنگ، کله شق، لجباز و ….. میدهید و به عبارتی دیگر به او برچسب میزنید ،با گذشت زمان این تصورات شما در مورد کودک به خود او نیر القا میشود و رفته رفته باور کودک در مورد خود را شکل میدهد ، گویی کودک شما در یک صحنه ی نمایش قرار دارد و به عنوان بازیگر شما به او نقشی میدهید که بازی کند.این برچسب ها مانع رشد استعداد و شکوفایی کودک شما و عدم ارتباط موثر شما با او می شود .طبیعی است که من خواستار برقراری ارتباط  و گفت وشنود با والدینی که به طور  مداوم من را خنگ، لجباز ، شرور و …. میخوانند نباشم.

حل مسئله و گفت و گو در مورد انتظاراتتان و مشکلاتتان بهترین راه حل جایگزین برای برچسب زنی کودکان به امید تغییر رفتار می باشد .

کودکی مهمترین دوران در ایجاد شخصیت قدرتمند و عزت نفس در انسان است نباید با تاثیرات این برچسب ها  آن را دچار پیامدهای نامطلوب در آینده میکند.

9)سوالات پشت سر هم و بیش از اندازه

وقتی  به طور پیوسته در گفت و گو های خود و یا جهت ترغیب کودکتان ویا   برای  آغاز یک گفت و گو از سوالات پشت سرهم با تعداد زیاد استفاده میکنید ، با مقاومت کودکان برای گفت و شنود وایجاد حس ناخوشایند در آنها روبه رو میشوید، چرا که استفاده از سوالات زیاد و پشت سرهم حس بازجویی شدن را به کودکان و نوجوانان منتقل میکند پس سوالات پشت سر هم و بیش از اندازه نه تنها برای داشتن یک گفت و گوی مفید به شما نمی کندبلکه مانع آن نیز می شود .

استفاده از سوالات بازپاسخ(سوالاتی که جواب آنها نیاز به توضیح دارد) بهترین راه جایگزین به جای استفاده از سوالات زیاد و پشت سرهم می باشد.

10)قضاوت

در گفت و شنود های خود با کودکان به دنبال درست و غلط بودن اعمال آنها و صدور حکم نباشید ، به آنها اجازه صحبت کردن در مورد احساساتی که تجربه میکنن، افکاری که با آنها دست و پنجه نرم میکنن و مسائل و مشکلاتی که  با آنها روبه رو هستند  را بدهید . هرچه بیشتر به آنها اجازه صحبت کردن در مورد موارد مختلف را بدهید و در برابر وسوسه ی قضاوت کردن آنها مقاومت کنید ، ارتباط موثرتر و محکم تری را با آنها به وجود خواهید آورد و از دنیای ذهنی آنها آگاهی پیدا خواهید کرد .پس در مکالمات خود هر بار که به دنبال درست و غلط بودن و قضاوت لحظه ای بودید با خود تکرار کنید که من میخواهم برای کودکم یک شنونده ی خوب باشم و نه یک قاضی برای صدور حکم.

11)نه گفتن های بیش از اندازه

بارها پیش می آید که ما والدین مجبور میشویم با خواسته ها و خواهش های کودک و نوجوانمان مخالفت کنیم .بسیاری از کودکان یک ((نه)) صریح را حمله ای مستقیم علیه استقلالشان تلقی میکنند .آنان تمام نیروهایشان را برای ضد حمله بسیج میکنند ،جیغ و داد راه می اندازند ،اوقت تلخی میکنند و بد و بیراه می گویند. ترش رویی میکنند و باران ((چرا نه؟؟)) را برسر والدین فرو میریزند  و جایی برای گفت و گو باقی نمی گذارند .

این امر حتی والدین صبور را از پا در می آورد . پس چه باید کرد؟؟آیا دعوایششان کنیم؟؟آیا به همهی خواسته های آنان جواب مثبت دهیم؟؟

مسلم است که چرا که این روشش یک دندگی و لجبازی بچه ها را بیشتر میکند .

برای جلوگیری از نه گفتن های بسیار و از بین بردن زمینه ی گفت و گو از جایگزین های نه که راه را برای یک گفت و گوی مفید و سازنده باز میکند ، استفاده کنید.

جایگزین های ((نه)) در گفت و گو با کودکان و نوجوانان:

1)به جای نه گفتتن ، به کودکتان اطلاعات بدهید .

مثال: مامان میخوام کارتون ببینم .

پاسخ نادرست: نه

پاسخ صحیح: 5 دقیقه دیگه میخواهیم ششام بخوریم.

 

2)احساس کودک را بپذیرید .

مثال: کودک صرار دارد که در پارک بماند و دیرتر به خانه برگردد.

پاسخ نادرست: نه

پاسخ درست: میدونم خیلی دلت میخواد که به بازی کردن تو پارک ادامه بدی اما  زمان ما تموم شده و بابا منتظرمونه که بریم خونه.

12)عدم همدلی

گاهی هدف ما از گفت و گو ،تنها شنیده شدن و درک شدن هست

و همین شنیده شدن و درک شدن توسط دیگری باعث می شود من حس آرامش پیدا کنم و خودم با آرامش بیشتر در راه حل و فصل مشکلاتم قدم بردارم یا اصلا آنها رو بپذیرم .

پذیرش احساسات فرزندتان باعث می شود آنها بتوانند آن احساس منفی را راحت تر از خود دور کنند ، پس به جای نصیحت، دادن راه حل، حل و فصل امور و ….با او همدلی کنید.

نویسنده: عاطفه درامامی (روانشناس تخصصی کودک)

اگر به دنبال یک روانشناس خوب در کرج هستید مرکز بینش در خدمت شماست.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *